+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت 18:59 توسط مینا عباسیان
|
من معلم هستم کسی که راه را از چاه نشان می دهد سحر وجادوئی در کار نیست من قادر نیستم روی آب راه بروم دریا را هم نمی توانم بشکافم من فقط بچه ها را دوست دارم
آرزویم سر بلندی تمام کودکانی است که به من سپرده می شوند . تلاش می کنم بتوانم از استعدادها و توانایی های آنان نهایت استفاده را بکنم . در خم یک کوچه نمانم . به فرزندانم بال و پر بدهم . آنها را پرواز بدهم.اجازه ندهم بمانند و بمانند.